جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

273

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

باشد او اينك بيش از شصت سال دارد و داراى شخصيتى بسيار قوى و بعلاوه شهرت سرشارى از لحاظ هيبت و سخت‌گيرى است و خطهء خود را از وجود دسته‌هاى دزد و غارتگر بخصوص از افغانها و بلوچ‌ها كه بىترس و نگرانى از هرگونه تعقيب ، سرگرم راهزنى و غارت بودند پاك كرده است و بقدرى مقتدر است كه حكومت مركزى به آسانى جرأت دخالتى در كار او ندارد . هنگام تشكيل كميسيون مرزى سيستان در سال 1872 جناب امير حاكم قاينات بود و نسبت به سر . اف . گلداسميد چنان كه بايد و شايد مهربانى ننمود و چون سرنوشت قلمرو خود او در ميان بود از آن جهت كه سيستان از توابع ولايت او به شمار مىرفته شايد موجباتى براى ابراز اهانت پيش‌آمده باشد ، ولى از آن پس وى همواره نسبت به اين قبيل افراد انگليسى كه از سامانش عبور كرده‌اند مراقبت كافى مبذول داشته است . امير از جانب شاه لقب و در قشون ايران درجهء امير تومانى ( ماجر جنرال ) دارد . استقرار دستهء توپخانه در ارگ بيرجند علامت حاكميت پادشاهى ايران است « * » . جمعيت و حاكم‌نشين قاينات - جمعيت قاينات از اصل ايرانى و عرب و تخمينا در حدود هشتاد هزار نفر است . مركز حكومت سابقا در قاين بود ، ولى بعدا به بيرجند كه شهرى وسيع‌تر و بدون حصار و ديوار است انتقال يافت و چهارده هزار تن جمعيت دارد . بنابر گزارش سرهنگ استيوارت كشت و مصرف ترياك در آن حدود سخت رايج است و هر سال صدها نفر بر اثر افراط در استعمال آن هلاك مىشوند « 1 » . امير 700 تن سوار و دو فوج پياده دارد كه به نوبت احضار مىشوند

--> ( * ) - ( امير اخيرا يعنى در نوامبر 1891 وفات يافت ) . منظور مؤلف امير علم خان حشمت الملك متوفى در سال 1309 ه . ق پدر امير ابراهيم خان شوكت الملك و جد امير اسد اللّه خان علم است . م ( 1 ) - رجوع شود به مقالهء بسيار جالب‌توجه سرهنگ سى . اى . استيوارت زير عنوان « جلگهء هرات و مرز ايران از هرىرود تا سيستان مندرج در صورت جلسات انجمن سلطنتى جغرافيائى ( دورهء جديد ) جلد هشتم ( 1886 ) و راجع به قاين گزارش هيئت مرزى سيستان ( 1872 ) و كتاب سرهنگ يون اسميت به نام ايران خاورى جلد اول واچ دبليو « از رودخانه سند تا دجله » و كتاب سرمك‌گرگور سفرى به خراسان و ارباب بيرجند نوشتهء همين نويسنده .